مدح و مناجات با حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام
دل به دستت میسپارم ای «امانتدار دست» خاکِ پایت میشوم، میشویم از اغیار دست امتحان کن تا ببینی مرگِ یک دلداده را پا بکش از خانۀ دل، از سرم بردار دست جانِ بر لب میرسد آخر به پابوست، اگر وقتِ جان دادن نگه دارند یک مقدار دست تازه میفهمم گـرفـتی بـارهـا دسـتِ مرا لحظهای که در قیامت میکند اقرار دست قیمتِ پابوسی تو هر چه باشد روی چشم مثلِ وقتی که جـدا کردند از زوّار دست آبروی بیخـریـدارانِ مُــفـلـس را بـخـر لابلای زر خریدان روی ما بگذار دست نوبتِ اعـجـازِ "یا بابالحَـوائج" میرسد تا طبیبان میکشند از ماندنِ بیمار دست دستگیرا! روز محشر دستِ ما را هم بگیر ای که حتی عاقبت میگیری از کفار دست تیر بارانِ تـنـت را اشـکبـاران میکـنـم حالتِ مشکت به چشمم میدهد هر بار دست چشمهایت روی دیدارِ بـرادر را نداشت با گلابِ اشک، شست از آخرین دیدار دست |